انوار مهدی (عج)

کانون‌های مهدویت دانشگاه‌های کشور

  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  • یادداشت
  • مقالات
  • کتاب ها

دعا برای فرج

چهارشنبه , مرداد 20 1395
449

رعایت حال شیعیان

چهارشنبه , خرداد 05 1395
554

اجتماع قلوب

پنج شنبه , خرداد 05 1390
623

معجم أحاديث الامام المهدى (ع)

چهارشنبه , خرداد 05 1395
478

كمال الدين و تمام النعمة

چهارشنبه , خرداد 05 1395
415

كتاب الغيبة

چهارشنبه , خرداد 05 1395
388

 مهم‌ترین موضوعات و جریانات الهی که در طول تاریخ شکل گرفته و به شواهد گوناگون، صنع انسانی نبوده و صنع الهی است در دوران ما دیده شده که اولین اش انقلاب اسلامی و دومین آن، اربعین الهی است.

تحلیل ابعاد سیاست ورزی دینی در انقلاب اسلامی که مدعی مدل متمایز از الگوهای جهانی است یک نیاز اصلی برای جامعه امروز ایرانی و همچنین جهانی است. انقلاب اسلامی بواسطه دینی بودن ماهیتش مفاهیم خاصی نظیر توکل، حاکمیت الهی، غیب و... را بر عرصه سیاست ورزی در دنیای کنونی وارد کرده که در نظامات سیاسی- جتماعی مختلف 300-400سال گذشته اصلا مطرح نبوده‌اند. برای بررسی این مفاهیم و جنس سیاست ورزی خاص مورد نظر انقلاب اسلامی به گفت‌وگو با حجت الاسلام اصفهانیان، مدیر مؤسسه مطالعات راهبردی و فرهنگی اصحاب الحسین(علیه السلام) پرداختیم.

-عرصه کنشهایی که انقلاب اسلامی برای عموم جامعه تعریف کرد چگونه عرصه ای است؟

ابتدا لازم است تفکیکی بین بعد انقلاب اسلامی، از حاکمیت(جمهوری) اسلامی انجام دهم چرا که ادامه بحثم ناظر به همین تفکیک پیش می‌رود. انقلاب اسلامی در نگاه من، آن بُعد نورانی، آسمانی و الهی است که خدای متعال با تابش بر قلوب اهالی این سرزمین آن را واقع کرده و به تبع آن، در این 4 دهه در سرزمین ایران تغییراتی اساسی را حاکم کرده است. من جمله تجمیع قلوب بر محور ولی الهی، به دست ما یا هیچ فرد دیگری نبوده و نیست بلکه برآمده از فضای انقلاب اسلامی است و امتداد این انقلاب را نیز می‌بایست متاثر از این نورانیت و حاکمیت الهی مورد مطالعه قرار داد.

اما حاکمیت(جمهوری) اسلامی عملا متاثر از فعل مجموعه نهادها، سازمانها و کلا روابطی است که ما انسانها برای پیشبرد آن وجه آسمانی شکل داده‌ایم که البته گاهی اوقات نیز ناقص و معارض با بعد آسمانی است! منظور بنده از جمهوری اسلامی، آن ابعاد گسترده‌ای است که در این کف زمین سامان داده ایم تا بتوانیم آن نور الهی را بیشتر به سوی زمین سوق دهیم و با آن همراهی کنیم. البته بجای لغت حاکمیت(جمهوری) اسلامی واژه های دیگری می توان جایگزین کرد. اصراری بر لفظ حاکمیت و یا جمهوریت ندارم اما مصر هستم که می‌بایست تفکیکی بین وجه الهی این پدیده(که مربوط به آسمان و اولیای الهی است) با وجه زمینی آن(آنچه ما در حال ایجادش هستیم) صورت داد.

حال بر اساس تفکیکی که انجام شد به سوال پاسخ دهم؛ کنشهای انقلاب اسلامی در این 4 دهه زیاد بوده است؛ نظیر جاذبه‌های نورانی عرصه‌های جهاد، مقاومت، شهادت، تربیت، فضای مهدویت و... برای مثال اگر انقلاب اسلامی شکل نمی‌گرفت، تجمیع قلوب شکل نمی‌گرفت، دشمن احساس خطر نمی‌ کرد و تهاجمی نیز به این جامعه ایمانی صورت نمی‌داد، آنگاه باب جهاد که امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود "الجهاد باب فتحه الله لخاصة اولیائه" بسته می‌بود! تبعا اگر باب شهادت و جهاد بسته بود و فضای تربیتی دفاع مقدس برایمان ایجاد نمی‌شد، صنایع نظامی ما رشد حیرت انگیز امروز را نمی‌داشت، فضای امنیتی ما نیز آن رشد شایسته و بایسته را نمی‌کرد!

فلذا فضای انقلاب اسلامی (با تعبیر اولیه ای که گذشت)، باعث ظهور فضای ارتقاء انقلابی در ابعاد مختلف تربیتی، سیاسی، نظامی و... شد. این فضا که متاثر از انقلاب اسلامی و کنشهای الهی است می‌بایست مورد توجه گروه های مختلف جامعه به ویژه اندیشمندان قرار گیرد.


در حیطه جمهوری اسلامی (با تعبیر ثانویه‌ای که گذشت) و در روی زمین، به میزانی که توانستیم این ظرفیتها یعنی کنشهای الهی و نورانی را شناسایی کنیم و همراهشان بشویم، از آنها بهره مند شده و ثمراتشان را دیده ایم! مثلا عده ای در دفاع مقدس، حول ولی فقیه خویش جمع شدند و براساس رهنمودهای ایشان به اصل اتصال و توکل بر خدا، استقلال از قدرت های جهانی، همچنین پایداری و خوداتکایی توجه کردند. تبعا درحوزه تخصصی خود موجب تحول شدند. مثلا در عرصه صنایع دفاعی، فردی مثل مرحوم شهید طهرانی مقدم پایه گذار صنعت موشکی شد که در گذشته امکان آن اساسا وجود نداشت.

-این همان نسبت ربوبیت و عبودیت است!؟

- بله یعنی رب متعال، مسیرهایی را باز می کند. در شیوه‌ای می‌توان به این مسیرها در حد تربیت فردی بسنده کرد و صرفا اخلاق فردی خود را ارتقاء داد و در شیوه‌ای دیگر می‌توان آن ربوبیت الهی را در مدارهای مختلف زندگی اجتماعی و... مورد بهره مندی قرار داد. نتیجه این ربوبیت، تحول در بخش های مختلف زندگی و زنجیره های مختلف آن است.

-تفاوت بنیادین رفتارهای مطرح در عرصه انقلاب اسلامی با دیگر نظامات رایج در عالم چیست؟

- مهم ترین وجه تفاوت میان انقلاب و نظامات رایج دنیا، همان بعد الهی آن است. نظامات حاکم امروز در عالم(لیبرالی یا کمونی)، متاثر از فضای نفس هستند. این نوع از نظامات، در قدم اول، خود را منقطع از آسمان(وحی) و آینده الهی کرده اند. وقتی نظامی شکل بگیرد که منقطع از وحی و آینده الهی باشد، آنگاه چارچوبی کاملا مادی، مشخص و محدود سامان می یابد که برای بهره مندی انسان در دوران حیات مادی اش جوابگو است لذا اینجاست که اصالت لذت پررنگ می شود.

نهایت این اصالت لذت در حیطه اجتماعی نیز برای وجه فردی است. در واقع انسان برای بهره مندی حداکثری حیوانی خویش در دنیا،  قواعد اجتماعی، تکنولوژی و... را بر همین اساس سامان داده و چینش می نماید.

اما در انقلاب اسلامی و عرصه الهی، نظامی را می بینیم که از سویی، از حیث اعتقادی متصل به آسمان است یعنی بن مایه آن، اندیشه ای است که می گوید ولایت فقیه امتداد ولایت انبیاء الهی است و براساس حکم ولایت فقیه باید نظامی برپا شود که احکام معطل و بر زمین مانده اسلام محقق شوند. از سوی دیگر، همین انقلاب اسلامی در دید امام راحل، بخشی از مأموریت سه مرحله ای این دوران است که ایشان آن را برای شهید عراقی، مرحوم عسگر اولادی و... تبیین فرموده بودند. این سه گام عبارتند از انقلاب اسلامی در ایران، بیداری اسلامی در منطقه و تمهید حکومت منجی جهانی. امام این سه عرصه را برای پیشرفت ولایت فقیه و حرکت اسلام ناب محمدی در این زمان ترسیم کردند که از سویی کاملا متصل به آسمان وحی و از سویی متصل به آینده الهی است.

با این بیان، مدل انقلاب اسلامی کاملا از مدل مادی غربی کنونی متمایز است. به تبع این دو نظام متفاوت، رفتارهای غالب هم کاملا متفاوت خواهد بود. برای مثال، فرضا اگر کسی در نظام غربی در عرصه جنگاوری وارد بشود مثلا بلک واتر، صرفا برای تأمین معاش،  رفاه زندگی خود و خانواده و... خواهد بود اما در نظام الهی و انقلاب اسلامی دیدیم که چند میلیون انسان وارد فضای دفاع مقدس شدند و علاوه بر اینکه آورده عظیمی به ملت دادند، چیزی برای خود و خانواده شان نخواستند!

بر اساس آنچه گذشت مقایسه کلان رفتاری در نظام اجتماعی غرب و نظام اجتماعی انقلاب، حکایت از دو اختلاف راهبردی دارد:1- اتصال یا عدم اتصال به آسمان 2- اتصال یا عدم اتصال به آینده الهی. متاسفانه بسیاری از اوقات سعی کرده‌ایم که در انقلاب اسلامی با فضای کنشهای نظامات غربی عمل کنیم، علت این امر غالبا عدم شناخت تفاوتهای بنیادین نظامات غربی از انقلاب اسلامی است.

-با این وجود چرا کنشهای غربی در نظام اجتماعی خودشان به ظاهر پاسخگوست؟

علت اینکه کنشهای غربی در فضای نظامات خودشان پاسخگوست اما در نظام دینی بدینگونه نیست و ایجاد مشکل می‌کند آن است که اساس حیطه ها و فضاها متفاوت است. اگر قواعد نظام انقلاب اسلامی را بشناسیم و آنگونه که خدای متعال می خواهد، حرکت کنیم آنگاه ظرفیت‌ها شکوفا خواهد شد. یکی از قواعد الهی، دریافت نصرت خدایی پس از نصرت کردن خدا و یا ولیّ خدا است.

برای مثال رهبر انقلاب اخیرا در بحثی مفهوم آتش به اختیار را مطرح فرمودند. متاسفانه این بحث توسط برخی جناح ها و افراد به سوی سیاسی شدن سوق داده شد و توسط برخی نیز به سوی مسائل غیر اهم وارد شد! یعنی افرادی در هر دو جناح، تبیینی خطا را نسبت به این راهبرد اساسی و موثر وارد میدان کردند. اگر اینگونه ادامه پیدا کند آنگاه نتیجه نخواهیم گرفت.

اگر اعتقاد ما در این نظام بر این اساس باشد که به ولیّی که نصرتهای الهی بر او نازل می‌شود باور داشته باشیم و اینگونه به پذیرش بحثی نظیر آتش به اختیار ورود کنیم و بدون سیاسی کردن بحث، آن را در پیکره انقلاب اسلامی وارد کنیم و برای حل معضلات کشور بکار بگیریم، بسیاری از مشکلات برطرف خواهند شد.

برخی فرمان آتش به اختیار رهبری را صرفا روبروی دولت تلقی کردند. برخی سیاسیون طیف مقابل دولت و البته برخی دولتیها!  این فرمان برای تمام حوزه های وامانده و تعطیل شده حاکمیت در بخش اندیشه و فرهنگ اعم از قوای سه گانه، نهادهای دولتی و غیر دولتی، نهادهایی که منتسب به رهبری هستند مثل صدا و سیما و... بکار گرفته می شود. اگر این فرمان، منبعث از فضای فکری-فرهنگی تلقی شود و در لبیک به رهبر انقلاب همه وارد صحنه شوند، هم انقلاب و هم قوای مختلف از آن منتفع خواهند شد. البته فهم این گونه‌ای، نیازمند سازوکار است. فهمی که رهبری را به عنوان یک ولیّ الهی قبول داشته باشیم و نصرت آسمانی به ایشان را باور داشته باشیم.

-نسبت مفاهیمی مثل توکل، رزق لا یحتسب و... با سیاست ورزی و کنشهای اجتماعی پس از انقلاب چگونه است؟

- عرصه‌های تقوا، توکل و... که قبل از انقلاب اسلامی پیش روی مؤمنین باز می‌شد دارای محدوده ای کوچک بود. بعد از انقلاب، محدوده این عرصه ها متفاوت شده است. یکی از علل این امر، در اقلیت بودن جامعه مؤمنین بود. به نسبت گسترش عرصه، فضا برای تمرین تقوا گسترش می یابد و از تقوای فردی تبدیل به تقوای اجتماعی می شود.

بعد از انقلاب، اختیارات مالی در دست مؤمنین بسیار گسترده‌تر از گذشته شد. این هم یک عرصه آزمون جهت تقوای الهی است. برای مثال در زمان امام صادق و امام باقر(علیهما السلام) وسعت جامعه ایمانی در حوزه مالی بسیار محدودتر از زمان امام کاظم (علیه السلام) بود. به حسب گسترش عرصه مالی، نیاز بود تا عرصه تقوایی هم گسترش یابد. دقیقا در همین بزنگاه و آزمون عظیم بود که بسیاری از شاگردان امام کاظم(علیه السلام) ریزش کردند. همین مثال در انقلاب اسلامی هم مطرح بوده و هست.

وقتی دوران دفاع مقدس و سختیهای آن شکل گرفت، برای امام راحل فضایی پیش آمد که باید مدیریت جنگ می‌کرد و البته امکانات مادی کشور هم تمام شده بود. نخست وزیر وقت که در فتنه سالهای اخیر هم دخیل بود، روزی به محضر امام می‌رسد، درحالیکه سجاده ایشان پهن بوده است و درحال بستن قامت نماز ظهر بوده‌اند. وی خبر ناگواری درمورد خالی بودن خزانه کشور و عدم توان ادامه جنگ به ایشان می دهد. امام در پاسخ به گفته یک جمله بسنده می کنند و می‌فرمایند:« توکل بر خدا کنید» و سپس قامت می بندند و نماز را اقامه می‌کنند. این عرصه توکل، بدین صورت، برای هیچ مجتهد و انسان عارفی در طول تاریخ پیش نیامده است.

نمونه دیگر، ماجرای فتنه سال 78 و 88  است که هم آزمونی برای مردم، هم برای مسؤولین و هم عرصه وسیعی برای توکل رهبری به محضر ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) بود. برنده بزرگ این آزمون، شخص رهبر معظم انقلاب بود و هست.

از نمونه های دیگر، نوع ورودی است که رهبر انقلاب در بحث اقتصاد مقاومتی دارند. ایشان صرفا از حیث مادی به مسئله نپرداختند! بلکه با توکل، تقوا و اتکاء به ظرفیت جامعه ایمانی و با مدلهای قرآنی شروع می کنند. انقطاع ازدست بیگانه، خارجی و دشمن مدنظرشان است تا یک مدل اقتصادی پس از چند صد سال در جامعه شیعی شکل می گیرد.

در حوزه سیاست هم به همین شکل است. مثلا در مسئله برجام، بدنه اجتماعی جامعه ما به نقطه ای رسیده بود که وقتی دولت پیشین مسئله ضرورت تعامل با جامعه بین الملل را طرح کرد، رهبر معظم انقلاب مصلحت دید که این مسیر متوقف نشود تا جامعه ای که در فضای اکثریت اش به این مسئله، قرین با امید نگاه می کند وارد ماجرا بشود و آزمون خودش را بدهد. ایشان با توکل بر خدا و اعتماد به وعده‌های الهی از ابتدا فرمودند که این مسیر به نتیجه نخواهد رسید!

این نوع از توکل و شناخت وقتی برای جامعه ایمانی پیش می آید که عرصه، وسیع بشود. خدای متعال با گسترش عرصه‌ها، نوع توکل رهبران، مدیران و بدنه جامعه را گسترش می‌دهد و آنها را به سمت عرصه‌هایی بزرگتر سوق می دهد. نوع توسلات و توکلات رهبری نشان می دهد که وقتی انسان با ولیّ الهی گره بخورد، چقدر متفاوت از دیگران می شود.

بنده دو مثال دیگر برای این بحث می زنم که جای تأمل دارد. یکی وجهی منفی و دیگری وجهی مثبت. مثال اول، نکات رهبر انقلاب در بحث فرهنگ است. ایشان از ابتدای دهه 70 با هوشمندی بحث شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، تهاجم فرهنگی و... را مطرح کرده و بخش های مختلف نظام را به ورود به این ماجرا دعوت کرده‌اند و هیچ وقت از پای ننشسته‌اند.

مهم‌ترین دغدغه رهبر انقلاب در این سالها، موضوع فرهنگی بود. گرچه ما در طول این سال ها در این عرصه هیچ وقت به نتیجه مناسبی نرسیدیم یعنی کارنامه نظام در این مورد درخشان نبوده است تا جایی که رهبر معظم انقلاب در سال گذشته خطاب به مسؤولین نظام فرمودند که فضای فرهنگی جامعه ما فضای لاابالی گری فرهنگی شده است!

مثال دوم وجود یک اتفاق بزرگ در چند سال اخیر است که مبتنی بر راهپیمایی اربعین شکل گرفته است. اربعین پاسخ الهی به التماسهای شبانه رهبر انقلاب و دغدغه‌های بزرگ اوست. این مسئله در نظام عرصه های بزرگ شکل می‌گیرد.

-راهکار شما برای آسمانی‌تر کردن حکومت زمینی تشکیل شده در انقلاب اسلامی چیست؟

بر این اساس می بایست رفتارهای ما فراجناحی، فراحزبی، فراملی، و فرا ادیانی بشود. اگر رهبر انقلاب فرمودند که سیاست نظام، جذب حداکثری و دفع حداقلی است این سخن مبتنی بر آیات قرآن است که فراجناحی و فرا ادیانی است. انقلاب اسلامی و مسؤولین جمهوری اسلامی با بن مایه 38ساله خود، اگر می‌خواهند باز هم پیشرو باشند می بایست بر مدار همان خط  سیر استفاده از ظرفیت حداکثری برای آینده الهی حرکت کنند و مدلهای جامعه اربعینی را برای آینده کشف کنند. ما وارد یک پیچ عظیم تاریخی شده‌ایم که اگر قواعدش را نشناسیم و همراهی مناسبی نکنیم خدایی نکرده در کنار کوه نور خواهیم بود اما خدای ناکرده چشمانی کور و گرفتار به حوائج مادی عالم خواهیم داشت.

ماجرای کوچکتر از جریان اربعین، قصه مرزداران امنیت ماست. امنیتی که در طول این سالها شکل گرفته است بی نظیر است. با کلی تلاش مهاجمان تروریستی، ما سرجمع 17شهید دادیم! همین 17شهید، تحولی را در فضای سیاسی-امنیتی-اجتماعی ما شکل دادند که ظاهرا 17هزار شهید ترور شکل ندادند! این اتفاق زمانی رخ می دهد که جامعه به یک بالندگی برسد، نیازها آشکار بشوند، رهبری و سیستم در نوع خودشان تلاش شان را بکنند و در بزنگاه نیاز به نصرت الهی، خداوند متعال بخاطر آن نوع از توکل و رزق لا یحتسب، نصرتی در حوزه های مختلف کند که در فضای سال کشور مثل کوه درخشان باشد.

در جمع بندی پایانی باید بگویم که مهم ترین موضوعات و جریانات الهی که در طول تاریخ شکل گرفته و به شواهد گوناگون، صنع انسانی نبوده و صنع الهی است در دوران ما دیده شده که اولین اش انقلاب اسلامی و دومین آن، اربعین الهی است. خدای متعال در این 4دهه گذشته جریانی را شکل داد و در حال پیشبرد آن است به نام جریان انقلاب اسلامی و ابعاد نورانی اش. ما در روی زمین با عینک احزاب و جریانات مختلف در حال همراهی آن هستیم!

توجه به این نکته، هم برای جناح اصلاح طلب و هم برای جناح اصول گرا ضروری است که امروز تمام جناح ها باید نسبت خود را با فضای حقیقی انقلاب اسلامی و اربعین الهی روشن کنند.

تسنیم

 

حقوق معنوی

تمامی حقوق این سایت متعلق به انوار مهدی (عج) میباشد. 

هر گونه کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع است .

تماس با ما : Info@anwarmahdi.ir